احمد مجد الاسلام كرمانى
39
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مهمه حكام نميتوانند به مردى تعدى كنند و از هزار محذور حذر دارند مثلا والى يا فرمانفرماى فارس هرقدر بخواهد تعدى نمايد نسبت بولايات بعيده آن ايالت مىكند كه از مركز دورند و خط تلگراف بلكه پست ندارند و راه چاره نميشناسند اما مردم شهرى تا يكدرجه دانستهاند كه مىتوانند بپاى تخت متظلم شوند بنابر اين در آن محال زيادتر محتاج بانجمن هستند كه مفتش و ناظر اعمال عمل باشند تا متظلمين محتاج نشوند كه مبالغى متحمل خسارت شده به شهر بيايند و بوالى كل عارض شوند ، مجملا از اين ترتيب بسيار غلط هزار قسم آثار شنيعه ظاهر شد كه شرح آنها خارج از وظيفه اين تاريخ است ، اما اگر كسى جلد دوم را خوانده باشد به خوبى ميفهمد ما چه ميگوئيم و جهت انحطاط مجلس را از اين ترتيب استنباط مينمايد ، علاوه از اين خبط واضحى كه مجلسيان در ترتيب انعقاد انجمنهاى رسميه نمودند و تقريبا نصف بيشتر ايرانرا از اين حق محروم كردند در باب افتتاح و تأسيس انجمنهاى غير رسميه هم خبطى بزرگ كردند ، تمام متمدنين عالم مىدانند كه از جمله آثار تمدن و لوازم مشروطيت و شرايط آزادى تام آزادى اجتماعات است كه عموم مردم حق دارند دور يكديگر نشسته رأى و عقيده و مسلك خود را اظهار كنند بلكه در هر جلسه يكنفر پليس كه تقريبا ناظر اعمال آنها است حاضر باشد و عمده تعيين مسلك است كه هر اجتماعى كه مشتمل بر ده نفر زيادتر باشند بايد معين كنند كه در چه موضوعى بحث خواهند كرد ، مثلا يك انجمنى در خصوص امر تجارت پنبه مشاوره و مذاكره ميكنند و ممكن نيست از پنبه تجاوز به پشم بنمايند انجمن ديگر در خصوص كارخانجات قندسازى حرف ميزنند و هيچوقت متعرض امر چاهى ( چاى ) نميشوند انجمن ديگر در خصوص معارف بحث مىكند و ابدا كارى بمطبوعات ندارند و هكذا و بنابر همين قاعده هر